درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
دل من باز گريست
قلب من باز ترك خورد و شكست
باز هنگام سفر بود
و من از چشمانت مي خواندم
كه به آساني از اين شهر سفر خواهي كرد
و از اين عشق گذر خواهي كرد
و نخواهي فهميد ...
بي تو اين باغ پر از پاييز است! ...
نوشته شده توسط پینار در یکشنبه 7 فروردین1390 ساعت 3:0 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هنوز عاشقم با اینکه عشق برام یه کابوسه . . . هنوز عاشقم با وجود اینکه عشق برام یه شکنجه است . . . عاشق موندم چون با خودم قسم خورده ام که عاشق بمونم . . . با اینکه عشق یه بازیه من این بازی رو دوست دارم . . . چون هم بازیه من تا اخرش می مونه و منو دوست داره . . . با اینکه عشق زود گذره ولی من گذر این لحظه ها رو دوست دارم چون می دونم زندگی و عمر زود تر از عشق به پایان می رسه. . . صادق باش ای عشق جاودان . . . لایق باش . . . لایق این دل پر از درد من باش می دونم که تو لایقی . . . می دونم که صداقت دل تو اونقدر هست که دل پر از فروغ منو شرمنده پاکی کنه . . . بمون با من . . . بمون چون دوستت دارم بیشتر از اونی که فکر کنی . . . یا تو قصه ها بخونی . . . باید به حرف اونایی که می گن عشق براشون بی معناست بی توجه بود . . . عشق تو این دور و زمونه نیست ولی من بهش اعتقاد دارم بزار فکر کنن دیوونه ام
نوشته شده توسط پینار در پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت 8:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هرجا از عاشقی بپرسید که عشق چیست تنها به زخمهای خود اشاره می کند .![]()
عشق حاشیه انسان بر کتاب آفرینش است ،![]()
عشق سرطان دوست داشتن است ،![]()
عشق خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوق است ،![]()
عشق لک لکی است که که روی درخت خاطرات لانه دارد ،![]()
عشق دل ماست تقسیم بر همه زیباییها
،
عشق همان است که دل ما در آن قرار ملاقات می گیرد
،
عشق عقد دائم ما با غم و غربت است
،
عشق شب نامزدی ما با جدایی است ،![]()
عشق لحظه عظیمی است که در آن زنت برای معالجه قلبت طلا هایش را می فروشد
،
عشق کاری است که تنها از سینه سوخته های محبت و دود چراغ خورده های معرفت بر می آید
،
عشق من و توییم به اضافه یک پاییز قدم زنان ،![]()
عشق یک نگاه نیست عشق یک کلمه نیست![]()
عشق خلاصه شده در فاصله ، عشق آزادی است ،![]()
عشق شادی است ،![]()
عشق آغاز آدامی زادی است![]()
عشق آغاز روئیدن است ،![]()
عشق رودخانه لیلی است که صدا ندارد ،![]()
عشق جهنمی است که دوا ندارد ، زندگی همواره دو نیمه است نیمه ای سرد و آجین و نیمه ای سوزان و آهنگین عشق آن نیمه سوزان زندگی است ،![]()
عشق پلی است که اقلیم حیات و سرزمین مرگ را به هم پیوند می دهد ،![]()
عشق چون دریاست عشق رسوا و رسوایی است عشق تنها و تنها یی است ،![]()
عشق نکهت جان است جان و ایمان است ،![]()
عشق وجه سبحان است پیر عرفان است شاه مردان است ،![]()
عشق بستان است گلستان است بی پایان است ،![]()
عشق آفتاب است ، لطف مهتاب است ،![]()
عشق بی عین و بی شین است ،![]()
عشق چراغ نجات بخش انسان است ،![]()
عشق نوری است که در هر نظری جلوه گر است ،![]()
عشق اسطرلاب اسرار خداست ، یادگاری است که در این کنبد دوار می ماند ،![]()
عشق آتش دلهای کباب است ،![]()
عشق دردها را درمان می کند ،![]()
عشق تمنای دو قلب است ،![]()
عشق پیوست بهترین محبتی است میان من و تو
نوشته شده توسط پینار در شنبه 27 تیر1388 ساعت 8:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگه کسی رو واقعا دوس داری ... فرصت رو از دست نده، برو بهش بگو دوستت دارم! آخه هر روز پیش نمیاد کسی رو پیدا کنی که واقعا دوستش داشته باشی
نوشته شده توسط پینار در سه شنبه 24 دی1387 ساعت 4:32 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...
نوشته شده توسط پینار در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 8:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
« همیشه با تو »
معنای زنده بودن من ، با تو بودن است .
نزدیک ، دور
سیر ، گرسنه
رها ، اسیر
دلتنگ ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سر آید مباد !
مفهوم مرگ من
در راه سر فرازی تو ، در کنار تو
مفهوم زندگیست.
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو ، همیشه با تو ، برای تو ، زیستن.
« مرحوم فریدون مشیری»
نوشته شده توسط پینار در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 8:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
برای زیستن دو قلب لازم است : قلبی که دوست بدارد.......... قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند........... و قلبی که بپذیرد قلبی که برای من.......... وقلبی برای انسانی که می خواهمش.
نوشته شده توسط پینار در جمعه 18 مرداد1387 ساعت 8:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
فراموش کن ان چیزی را که نمیتوانی به دست بیاوری ُ و به دست بیاور آن چیزی را که نمیتوانی فراموشش کنی .
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ...... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ..... خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد
نوشته شده توسط پینار در سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت 11:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگه یکی بهت گفت حاضر بخاطرت بمیره بدون عاشقت نیست٬اونی عاشقته که حاضر بخاطرت زندگی کنه!
نوشته شده توسط پینار در سه شنبه 15 مرداد1387 ساعت 11:37 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق نيروي است در عاشق كه او را
به طرف معشوق مي كشاند
و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست
كه دوست را به طرف دوست مي برد.........
عشق غذا خوردن يك حريص است......
دوست داشتن در سرزميني بيگانه
يافتني است...... عشق جنون چيزي
جر خرابي و پريشاني نيست ... اما
دوست داشتن در اوج معراج از سرحد
عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار......
نوشته شده توسط پینار در یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت 10:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنارش باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد ... باعث ريختن اشك هاي تو نمي شود
نوشته شده توسط پینار در چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت 1:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آدمك آخر دنياست بخند آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند
نوشته شده توسط پینار در چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت 1:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست.
همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست.
نوشته شده توسط پینار در چهارشنبه 9 مرداد1387 ساعت 1:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
*بمونم*
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم
اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی
این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم
نوشته شده توسط پینار در چهارشنبه 19 تیر1387 ساعت 9:41 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دوست داشتم در اولين قطرات اشکم درک می کردی آنچه در وجودم بود.دوست داشتم در تمام ناباوريها و تمام بايد ونبايدها باور می کردی دردی را که سالهاست در گوشه اين دل پنهان است و با تمام خاموشيم بفهمی که در دلم غوغايی برپاست.با همه کودکيم نگاهم را ذره ای از وجودت بدانی. دوست داشتم لحظه ای با مکث خود تمام هستی را به هم پيوند می دادی و هستی را آنچنان به من می بخشيدی که ديگر اثری از آن نباشد.دوست داشتم فرياد خفه اين گل بخاک افتاده را بدست تن نااميد به باد نمی سپردی که ناگهان نه بادی می ماند نه من،دوست داشتم من هم يکی از صدها ستاره ای بودم که در کنج دلت آشيانه دارد. گر چه می دانم نور من به وسعت ستاره های ديگرت نيست.دوست داشتم گلی بودم در اوج نابودی که فقط به نبودن می انديشد و ناگهان دستی می آمد و مرا به دوباره بودن و ماندن در اين زمين خوش خيال(زمينی که عادت کرده به رهگذرانش)دعوت می کرد.ولی من هر چه با تو خنديديم،هر چه گريه کردم،هر چه احساس کردم يک شبه به فراموشی سپرده شد.نمی دانم کدام آرزو تو را صدا کرد؟!نمی دانم کدام خواهش معنای خواهش من شد؟!نمی دانم کدام شک و ترديد واژه های درد آلود مرا از يادت برد،نمی دانم چرا اين قصری را که تمام نفسهايمان در آن محبوس بود يک شبه خراب کردی؟!
نوشته شده توسط پینار در پنجشنبه 16 خرداد1387 ساعت 7:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.
من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات، کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...
دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام.
هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .
شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... .
روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!
این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند
نوشته شده توسط پینار در پنجشنبه 16 خرداد1387 ساعت 7:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شکسته تموم بال و پر من
مرده تموم خیال و باور من
این سکوت سرد و مبهم
شده تنها یادگار همسفر من
قصه ی من از کجا شروع شد
مردن چرا همیشه شد سهم آخر من
نوشته شده توسط پینار در پنجشنبه 16 خرداد1387 ساعت 7:9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هرگز متنفر نشو حتي از اون کسي که دوستش داشتي ولي حالا نداري 2) بسيار بخند حتي براي کسي که در بغلش گريه کردي 3) هميشه لبخند بزن حتي به کسي که ازش متنفري 4) نگران نباش حتي اگر ديدي دست رفيقت تو دست ديگريه5) ازديگران کم انتظار داشته باش 6) ساده زندگي کن7) دوست خوبي داشته باش چون تنها دوسته که برات ميمونه
نوشته شده توسط پینار در پنجشنبه 16 خرداد1387 ساعت 7:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
در کنار ایینه های غبار گرفته اشکهایم را روان میکنم تا شاید مرهمی بر
تنهاییم باشد. این روزها شانه هایم از سنگینی غمها در حال خرد شدن
است و احساس میکنم همه ی عاطفه ها فراموش شده و همه چیز سرد
و بی روح است .
یاد تو را مونس تنهاییم قرار میدهم تا در تنهاییم با یاد تو اشک بریزم
قلب تو را قبله ی خویش میسازم تا همیشه به یادت باشم.
زندگی ات را در ایینه ی زندگی خویش زندانی میکنم تا خود را درون سادگی
ان ببینم .
زندگی همیشه بهار نیست
نوشته شده توسط پینار در سه شنبه 14 خرداد1387 ساعت 1:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگر گاهی ندانستم به احساس تو خندیدم
و یا از روی خودخواهی فقط تو را پسندیدم گناهم را ببخش
اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کرده ای
اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردم گناهم راببخش
اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم
برای دیگران سبزو برای تو خزان بودم گناهم را ببخش
اگر بی سبب گاه خشم بی امان بودم گناهم را ببخش
اگر زخمی شدی گه گاهی از زبان من
اگر رنجیده خاطر گشتی از دست بیان من
نگاهت را اگر کشتم به حس خودخواهی
پشیمانی اگرحتی سالها هم اشیان من گناهم راببخش
نوشته شده توسط پینار در دوشنبه 6 خرداد1387 ساعت 1:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام.امروز تولد خودمه.تولدمو به خودم تبریک میگم.![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط پینار در دوشنبه 16 اردیبهشت1387 ساعت 4:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط پینار در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 6:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
نوشته شده توسط پینار در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 6:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
نوشته شده توسط پینار در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 6:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام.امروز تولد عزیزترین دوستمه بهش تبریک میگم.۱ سال بزرگ شد.![]()
نوشته شده توسط پینار در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387 ساعت 1:46 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط پینار در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 9:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی.....
گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی.....
گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی
او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت :
دیوانه ی باران ندیده
نوشته شده توسط پینار در جمعه 23 فروردین1387 ساعت 7:20 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
حقیقت انسان به انچه اظهار میکند نیست
بلکه حقیقت او نهفته در ان چیزی است که از اظهار ان عاجز است
بنابراین اگر خواستی او را بشناسی
نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش بسپار
نوشته شده توسط پینار در جمعه 23 فروردین1387 ساعت 7:19 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آه که هر کس در هر گوشه و کناري مي کوشد تا به گونه اي ، گرماي
دلپذيرآن را در قلب خود حس کند.
مگر خود تو بارها با چشماني پر از اشک به آسمان چشم ندوخته اي
و آهي از دل نکشيده اي؟؟
به راستي چند بار از سر کوچه يا خياباني گذر کرده اي
و نگاهي آغشته به درد به آن انداخته اي؟؟
چند بار در نيمه هاي شب دست به سوي ستارگان گشوده اي تا سوار بر بال روياهايت ،
لطافت وجود معشوق را بر سر انگشتانت حس کني؟؟؟
عاشقي دردي است که بي آن ، نه من ، نه تو و نه هيچ انساني را که
قلبي در سينه داشته باشد، ياراي گذر دوران زندگاني نيست.
دردي است که زيبايي اش را چه آسان مي توان در نگاه عاشق ديد و نواي اميد
بخشش را در تپش قلب او شنيد..
عاشقي زيباست.همچون لحظه ي ديدار،عاشقي زيباست.....
و عاشقي بس زيباست
نوشته شده توسط پینار در جمعه 23 فروردین1387 ساعت 7:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
این روز ها دلتنگیم ...
این روز ها تنهاییم ... تنها
و عمر ما به همین سادگی گذشت .
نوشته شده توسط پینار در جمعه 23 فروردین1387 ساعت 7:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها